ناظم الاسلام كرمانى
406
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
نيز در زاويهء مقدسه بودند قوتى به آقايان داد چه مقدسين و طلاب را نظر تامى بايشان بود صدماتى كه به اين وجود محترم وارد آمد در موقع خواهد آمد انشاء اللّه . بارى جمعيت آقايان ساعت بساعت در مسجد جامع زياد ميشد و ضمنا هريك از آقايان كه از محلهء خود حركت ميكردند مدارس آن محل تعطيل مردم و كسبه با آقايان حركت ميكردند و اكثر از آقايان در مسجد جامع جمع شده جز آقاى طباطبائى كه جنابش در مسجد شيخ عبد الحسين كه از مساجد و مدارس معتبرهء طهران است وارد شد و آنجا را اختيار فرمود در اين اثناء از طرف آقاى بهبهانى جمعى آمدند نزد آقاى طباطبائى كه مردم نعش سيد را آوردهاند در مسجد جامع و ما هم همگى در اينجا جمع شدهايم بملاحظاتى مسجد جامع بهتر است از مسجد شيخ عبد الحسين خواهشمندم شما هم تشريف بياوريد به مسجد جامع و اگر شما هم ملاحظهء اهمّى را نمودهايد بفرمائيد تا ما آمده و آنجا جمع شويم پس از مذاكرات معلوم شد مسجد جامع اولى و انسب است از مساجد ديگر فلذا آقاى طباطبائى در اول ظهر روز چهارشنبهء هيجدهم جمادى الاولى از مسجد شيخ عبد الحسين حركت فرمود متجاوز از پانصد نفر سادات و طلاب و كسبه از عقب بودند بنده نگارنده در آن روز شورى در مردم ديده جمعى از جوانان و اطفال اين شعر را بلند ميخواندند ( برس فرياد امت يا محمد ) حاج شيخ فضل اللّه كه تا بامروز وارد حوزهء اسلاميه نشده بود نيز با كوكبه و جلال و عدهء از مردم محلهء سنگلج وارد مسجد جامع گرديد در وقت ورود بر آقايان سيد احمد پامنارى دست بقداره نمود كه مردم را عقب كند و راه براى ورود شيخ باز نمايد كه آدمهاى شيخ گمان كردند كشيدن قداره براى نزاع است آنها هم مستعد و مهيا شدند و در مقام مدافعه حاضر شدند كه عقلا زود ملتفت شده و رفع اشتباه نمودند . آقاى طباطبائى فرمود اى مردم امروز روز اتحاد و يگانگى است بغض و كينهء ديرينه و اغراض شخصيه را كنار گذارده در زير لواء اتحاد و توحيد در اين دورهء سلطنت كه وزراء خائن و پادشاه رؤف و مهربان و مايل بمعدلت و مساوات است همگى متفقا نواقص سلطنت را تكميل نمائيد و سلطنت اساسى را از پادشاه بخواهيد قانون معدلت را دائر كنيد آقايان گفتند عين الدوله را بايد از كار انداخت كه امروز مانع پيشرفت كارها و مقاصد ماست آقاى طباطبائى فرمود اگر عدالتخانه را برپا نموديم ديگر عين الدوله داخل آدمى نيست آراء همگى بر اين قرار گرفت كه در مسجد بمانند و ساير آقايان را هم حاضر نمايند تا مقاصد انجام بگيرد مردم رفتند براى حاضر كردن ساير آقايان جمعى هم رفتند براى آوردن آقا سيد ريحان اللّه مجتهد بروجردى چون آقا ضعيف البنيه و عليل المزاج بود خود را به حالت ضعف انداخت و اظهار مرض نمود ولى مردم اصرار نموده آقا را سواره به مسجد جامع رسانيدند لدى الورود آقا به حالت غشوه افتاد آقايان گفتند حالا كه شما مريض و عليل ميباشيد اگر مايل بماندن نميباشيد مراجعت فرمائيد به خانه آقا فرمود بلى ميروم و ليكن در مقاصد شما حاضرم و مخالفت نميكنم پس از يكساعت توقف بخانهء خويش معاودت نمود جز معدودى از علماء سايرين همه حاضر شده مردم هم نعش عبد الحميد را در وسط مسجد گذارده و سينه ميزدند بزازها هم فورا چادرى آورده در صحن مسجد سراپردهء عزا را برپا نمودند . روز پنجشنبهء ( 19 ) جمادى الاولى سال 1324 هجرى - امروز دكاكين و سراها را بسته تجار